هرآنچه درمورد استانبول باید بدانید

استانبول ، استانبول ترکی ، قسطنطنیه سابق ، بیزانس باستان ، بزرگترین شهر و بندر اصلی ترکیه. این شهر هم پایتخت امپراتوری بیزانس و هم عثمانی بود.

شهر دیواره ای قدیمی استانبول در شبه جزیره ای مثلثی شکل بین اروپا و آسیا قرار دارد. استانبول بیش از 2500 سال بعنوان یک پل ، گاهی به عنوان یک مانع بین موجهای متضاد دین ، ​​فرهنگ و قدرت شاهنشاهی ایستاده است. در بیشتر آن سالها یکی از شهرهای بسیار مورد علاقه جهان بود.

نام بیزانس ممکن است از نام بیزاس ، رهبر یونانیان از شهر مگارا گرفته شود که طبق افسانه ها ، این شبه جزیره را از قبایل چوپان تراکیایی تصرف کرد و این شهر را در حدود سال 657 قبل از میلاد بنا کرد. در سال 196 م ، امپراطور روم ، سپتییموس سِروس ، به دلیل مخالفت با وی در یک جنگ داخلی ، خاک یکرنگ کرد و آن را به احترام پسرش آگوستا آنتونینا نامید. در سال 330 م ، وقتی کنستانتین بزرگ شهر را به عنوان پایتخت خود وقف کرد ، آن را روم جدید نامید. با این وجود مهر و موم بیزانس ادامه داشت تا اینکه دستور داد که کنستانتینوپولیس را تعویض کند. در پایان هزاره اول ، گزارش شده است که یونانی زبانان سفرهای آنجا را به جای “قسطنطنیه” به عنوان eis tēn polin ، “به شهر” ، یاد می کنند. در قرن سیزدهم این عبارت یونانی به عنوان وجهی برای شهر تبدیل شده است: استینپولین. از طریق یک سری تغییراتی گفتاری در طول یک قرن ، این نام به استانبول تبدیل شد. تا زمانی که اداره پست ترکیه نام خود را در سال 1930 رسما تغییر داد ، اما این شهر همچنان نام هزار ساله قسطنطنیه را به خود اختصاص داد. ترکیدن. (2007) 10،757،327؛ (برآورد 2017) جمع شهری ، 14،744،519.

این شهر قدیمی شامل حدود 9 مایل مربع (23 کیلومتر مربع) است ، اما محدوده فعلی شهرداری بسیار فراتر از آن است. این شهر شبه جزیره اصلی دارای هفت تپه است که برای “روم جدید” کنستانتین لازم است. شش تاج یک خط الراس طولانی بالای شاخ طلایی است. دیگری یک برجستگی انفرادی در گوشه جنوب غربی است. در اطراف دامنه های آنها بسیاری از مساجد و سایر بناهای تاریخی که در مجموع در سال 1985 به عنوان میراث جهانی یونسکو تعیین شده اند ، وجود دارد.

در حال حاضر شهر استانبول از نظر علمی و صنعتی پیشرفت زیادی داشته است و هرساله هزهران نفر از کشور های مختلف جهان به عنوان توریست و یا به قصد تحصیل در ترکیه و تحصیل در دانشگاه مدیپل استانبول راهی این شهر زیبا می شوند.

به روایتی طولانی ، آبهایی که شبه جزیره را می شویند “سه دریا” نامیده می شوند: آنها شاخ طلایی ، بسفر و دریای مرمره هستند. شاخ طلایی دره ای غرق شده در عمق حدود 5/4 مایل (7 کیلومتر) طول است. ساکنان اولیه آن را مانند شاخ گوزن می دیدند ، اما ترکان امروزی آن را Haliç (“کانال”) می نامند. بسفر (ğstanbul Boğazı) مجرای اتصال دریای سیاه (کارادنیز) به مدیترانه (آکدنیز) از طریق دریای مرمره (مارمارا دنیزی) و تنگه های دردانل است. شاخ طلایی باریک استانبول قدیم (استامبول) را از جنوب و شهر “جدید” بیوغلو را در شمال جدا می کند. بسفر وسیع تر استانبول اروپا را از مناطق شهر در ساحل آسیا – اسكودار (گل مینا) و كادكوی (خالصدان باستان) تقسیم می كند.

مانند نیروهای تاریخ ، نیروهای طبیعت نیز به استانبول حمله می کنند. رودخانه های بزرگ روسیه و اروپای میانه – دانوب ، دان ، دنیپر و دنیستر – باعث می شوند که دریای سیاه سردتر و سرسبزتر از مدیترانه باشد. آبهای دریای سیاه از طریق بسفر به سمت جنوب می ریزند ، اما در زیر آنها آبهای گرم نمک مدیترانه به عنوان یک جریان زیرزمینی قدرتمند که از همان کانال عبور می کند ، به سمت شمال هجوم می آورند.

آب و هوای استانبول

وزش باد شمال شرقی یا پوآراز از دریای سیاه می آید و در بعضی مواقع در زمستان به انفجار یخی از بالکان معروف به کارایل یا “حجاب سیاه” که می تواند شاخ طلای و حتی بسفر را منجمد کند ، جای خود را می دهد. لودوس یا باد جنوب غربی می تواند طوفانی را در دریای مرمره ایجاد کند.

ساختار شهری استانبول

آتش سوزی ، زلزله ، شورش و حمله بارها استانبول را خراب کرده است ، بیش از 60 مورد آتش سوزی و زمین لرزه های بیشمار از اهمیت کافی برخوردار بوده اند تا در تاریخ ثبت شوند. ردپای این بلایا ، در موج های توسعه فشرده شهری ، جاروب شده است: امروز جاده های وسیع از طریق محله های تاریخی شهر قدیمی عبور می کنند ، و کوچه های آسفالت شده بیش از حد با خانه های چوبی قدیمی ، با ساختمانهای بلند مرتبه مدرن ، پارک های اداری همزیستی می کنند ، و مراکز خرید.

بخشهایی از دیوارهای Stamboul باقی مانده است. دیوارهای زمینی ، که شبه جزیره را از سرزمین اصلی جدا می کند ، فقط یک بار توسط توپ سلطان عثمانی Mehmed II (فاتح) در سال 1453 ، در نقطه ای که از آن زمان دروازه Cannon (Top Kapısı) نامیده شد ، شکسته شد. طول این دیوارها 5/4 مایل (7 کیلومتر) است و از یک خط دو جداره ساخته شده است – قسمت داخلی آن در سال 413 ساخته شده است ، و قسمت بیرونی آن در سال 447 – توسط خندق محافظت شده است. دیواره داخلی بالاتر حدود 30 فوت (9 متر) ارتفاع و 16 فوت (5 متر) ضخامت دارد و با برجهای 60 فوت (18 متری) با فاصله 180 فوت (55 متر) فاصله دارد. از 92 برجک که در ابتدا بر روی دیواره خارجی بزرگ شده بودند ، 56 مورد هنوز پابرجا هستند.

دیواره های دریا در سال 439 ساخته شده است. فقط بخشهای كوچك سنگ تراشی 30 فوت (9 متری) آنها هنوز در امتداد شاخ طلایی باقی مانده است. دست نخورده ، این دیوارها دارای 110 برج و 14 دروازه بودند. دیوارهای حاشیه دریای مرمره ، که حدود 5 مایل (8 کیلومتر) از نقطه Seraglio امتداد دارند ، و در پایین شبه جزیره منحنی می شوند تا به دیوارهای زمین متصل شوند ، دارای 188 برج است. با این حال ، آنها فقط حدود 20 فوت (6 متر) ارتفاع داشتند ، زیرا جریانات مارمارا حفاظت خوبی در برابر فرود دشمن داشتند. بیشتر این دیوارها هنوز پابرجا هستند.

در داخل دیوارهای شهر هفت تپه قرار دارد ، قله های آنها در طول قرن ها مسطح می شود اما دامنه های آنها هنوز هم شیب دار و پر زحمت است. جغرافی دانان آنها را از نوک دریای شبه جزیره شماره گذاری می کنند و در امتداد شاخ طلایی ، آخرین تپه ایستاده در جایی که دیواره های خشکی به دریای مرمره می رسد ، ادامه می دهند.

پل های گالاتا و آتاتورک از شاخ طلایی به بیوغلو عبور می کنند. هر روز قبل از طلوع آفتاب مرکز دهانه آنها باز می شود تا اجازه عبور از کشتی های دریایی را بدهد. سواحل شاخ که با اتوبوس های آبی سرو می شوند ، آشفته اسکله ها ، انبارها ، کارخانه ها و ویرانه های گاه به گاه تاریخی است. کشتی ها به سمت آسیای استانبول از زیر پل گالاتا حرکت می کنند. استانبول دارای سه پل بلند تعلیق در جهان است: پل بسفر اول (Boğazici) (در سال 1973 تکمیل شد) ، با دهانه اصلی 3524 فوت (1074 متر). Bosporus II، the Fatih Sultan Mehmed Bridge (1988) ، 3،576 فوت (1090 متر) ؛ و بسفر III ، پل Yavuz Sultan Selim (2016) ، 4620 فوت (1408 متر). دو تونل در زیر بسفر ، یکی برای راه آهن مسافری و دیگری برای تردد خودرو ، به ترتیب در سال 2013 و 2016 افتتاح شد.

بیو اوغلو ، که به عنوان “استانبول مدرن” شناخته می شود ، همچنان که از قرن دهم ، محله خارجی باقی مانده ، باقی مانده است. جنگ و آتش سوزی تنها چند سازه را که زودتر از قرن نوزدهم ساخته شده اند ، پابرجا نگه داشته است. رویکرد از شاخ طلایی شیب دار است و یک خط آهن مخابراتی بین ساحل گالاتا و فلات Pera امتداد دارد. در ارتفاعات هتل ها و رستوران های بزرگ ، دفاتر مسافرتی ، تئاترها ، سالن اپرا ، کنسولگری ها و بسیاری از دفاتر دولتی ترکیه قرار دارند.

از قرن دهم به بعد ، گالاتا یک محوطه برای بازرگانان خارجی بود – عمدتاً جنوایی ها – که از امتیازات خارج از مرز در پشت دیوارهای خود برخوردار بودند. پس از آنکه عثمانی ها در سال 1453 این شهر را به دست گرفتند ، تمام خارجیانی که شهروند امپراطوری نبودند به این محله محدود شدند. در اطراف سفارتخانه های كاخ ، مجموعه هایی وجود داشت كه شامل مدارس ، كلیساها و بیمارستان ها برای ملیت های مختلف بود. سرانجام گالاتا بیش از حد شلوغ شد ، به طوری که موج ساخت و ساز بالاتر از دامنه به سمت کشور باز Pera حرکت کرد. برای قرن ها ، خارجیانی که مایل به بازدید از استامبول بودند ، جایی که دادگاه نصب شده بود ، فقط در صورت همراهی با یکی از یولدان سلطان (سربازان نخبه) می توانستند این کار را انجام دهند.

معماری استانبول

بناهای تاریخی بیزانس

از بیزانس که کنستانتین به عنوان مکان روم جدید انتخاب کرده است ، چیزی باقی نمانده است و تقریباً چیزی از شهر قدرتمندی که وی در آنجا بنا کرده باقی مانده است. ستون کنستانتین ، ستون سوخته (Çemberlitaş) ، شاخه ای از طبل های پورفیری که با برگ های فلزی لورن محصور شده است ، هنوز در مجاورت مسجد جامع Nuruosmaniye ایستاده است ، اما هیچ مدرکی وجود ندارد که هر ساختمان در شهر مربوط به دوره وی باشد. کنستانتین هیپودرومی را که سپتیمیوس سِروس آغاز کرده بود به اتمام رساند ، اما تا قرن پنجم توسط جانشینانش بزرگ و بازسازی شد. فقط انتهای خمیده آن ، با سه ستون در امتداد Spina مرکزی باقی مانده است – ابلیسکی که توسط امپراتور روم تئودوسیوس اول ، یک ابلیسک سنگ تراشی کنستانتین هفتم (Porphyrogenitus ؛ 905-959 م) و یک ستون دلفی که توسط سه مار درهم تنیده تشکیل شده است ، از مصر برداشته شد. (که اکنون بی سر است) پس از نبرد پلاتایا ، هنگامی که یونانیان در سال 479 قبل از میلاد ، پارسیان را شکست دادند ، شرکت کردند.

از ستونهای بیشماری که قسطنطنیه را تزئین کرده اند ، پایه ستون امپراطور آرکادیوس (سلطنت 383–408) در محله Cerrahpaşa ایستاده است. ستونی از امپراطور مارکیان (سلطنت 450–457) ، در ترکی به Kıztaşı (ستون باکره) معروف است ، در محله فاتح ؛ و در محوطه کاخ Topkapı ، یک ستون کاملاً حفظ شده از قرنتیان که تصور می شود مربوط به دوران سلطنت امپراتور دیگری ، کلادیوس دوم باشد (Gothicus ؛ 268–270).

دهانه دره بین تپه های سوم و چهارم ، قنات آهکی دو طبقه است که در سال 366 توسط شاهنشاه والنس ساخته شده است. برخی از مخازن عظیم آب باز در دوران بیزانس اکنون در خدمت باغ های بازار هستند. مخازن بسته که بیش از 80 مورد از آنها باقی مانده است ، شامل یکی از زیبا ترین و مرموزترین سازه های استانبول ، مخزن باسیلیکا است که در ترکی با نام های Yerebatan Sarayı (“کاخ زیرزمینی”) یا Yerebatan Sarnıcı (“مخزن زیرزمینی” شناخته می شود) ) ، نزدیک ایاصوفیه ؛ 336 ستون آن از آبهای ساکن و سیاه به یک سقف طاقی بلند می شود.

Golden Gate از حدود 390 طاق پیروزی است. این بنا در دفاع از تئودوسیوس دوم ، نزدیک محل اتصال زمین و دیوارهای دریا ساخته شده است. پایه های مرمری پوش دو برج بزرگ آن هنوز پابرجاست و سه طاق تزئین شده با ستون بین آنها کشیده شده است.

تنها نمونه به خوبی حفظ شده از معماری کاخ بیزانس پوسته یک ساختمان سه طبقه مستطیل شکل از سنگ آهک و آجر است که به صورت نقوش و راه راه گذاشته شده است. قدمت آن از حدود سال 1300 ، کاخ کنستانتین (Tekfur Sarayı) نامیده می شود و به دیوارهای زمین نه چندان دور از شاخ طلایی متصل شده است.

بزرگترین میراث از پایتخت امپراتوری ناپدید شده 25 کلیسای بیزانس است. بسیاری از اینها هنوز هم به عنوان مسجد استفاده می شوند. بزرگترین کلیساها یکی از بناهای بزرگ جهان محسوب می شود. این ایاصوفیه است ، نام او به معنای “حکمت الهی” است. معاصر و همسایه آن ، سنت ایرن ، به “صلح الهی” اختصاص داشت. بسیاری از مورخان هنر گنبد (قطر 32 فوت) ایاصوفیه را زیباترین گنبد در جهان می دانند. گفته می شود این کلیسا که روحانیون خود را با سنت ایرنه مشترک داشتند ، توسط کنستانتین در سال 325 بر روی پایه های یک معبد بت پرست ساخته شده است. توسط امپراطور کنستانس بزرگتر شد و پس از آتش سوزی سال 415 توسط امپراتور تئودوسیوس دوم دوباره ساخته شد. این کلیسا مجدداً در قیام نیکا در سال 532 سوزانده شد و توسط جوستینیان بازسازی شد. بنای موجود اکنون اساساً بنای قرن 6 است ، اگرچه یک زمین لرزه در سال 559 گنبد را فرو ریخت ، پس از آن در مقیاس کوچکتری بازسازی شد و کل کلیسا از بیرون تقویت شد. دوباره در اواسط قرن 14 بازسازی شد. در سال 1453 به مسجدی با مناره تبدیل شد و لوستر بزرگی به آن اضافه شد. در سال 1935 به موزه تبدیل شد. دیوارها هنوز با دیسک های خوشنویسی عربی آویزان شده اند.

× چگونه می‌توانم به شما کمک کنم؟